زمانی که هفت دقیقه تا پاییز در جشنواره فجر روی پرده رفت موفق به دیدن آن نشدم ولی از روی صحبتهای دوستان و نوشتههای روزهای جشنواره، افسوس میخوردم که چرا این فیلم را از دست دادهام. اما وقتی در اکران عمومی به تماشای آن نشستم، انتظاراتم برآورده نشد.
فیلمنامه هفت دقیقه تا پاییز را محسن تنابنده نوشته و علیرضا امینی آن را کارگردانی کرده است. خود محسن تنابنده به همراه هدیه تهرانی، حامد بهداد و خاطره اسدی بازیگران فیلم هستند. بازگشت هدیه تهرانی بعد از مدتها به جلوی دوربین در نوع خود جالب بود و یکی از بازیهای خوب فیلم هم بازی هدیه تهرانی است. در مجموع بازیها نسبتا خوب است و علیرغم انتقادهایی که به بازی خاطره اسدی شده به نظرم او هم خوب از پس نقشش برآمده و شاید اختلافنظرهای بعد از ساخت فیلم باعث شده که موردانتقاد قرار بگیرد. مشکل این فیلم بازیگرانش نیستند.

داستان هفت دقیقه تا پاییز شباهتهای انکارناپذیری به شاهکار درباره الی ساخته اصغر فرهادی دارد اما با این تفاوت که در هفت دقیقه تا پاییز دو داستان مجزا که به هم کمکی نمیکنند (کار خارج از تهران میترا و حادثهای که روی میدهد و اختلافات مریم و فرهاد) پیگیری میشوند که اتفاقا پیگیری دومی بعد از رویدادن حادثه بیمورد و برای تماشاگر عذابآور است.
فیلمنامه هفت دقیقه تا پاییز را محسن تنابنده نوشته و علیرضا امینی آن را کارگردانی کرده است. خود محسن تنابنده به همراه هدیه تهرانی، حامد بهداد و خاطره اسدی بازیگران فیلم هستند. بازگشت هدیه تهرانی بعد از مدتها به جلوی دوربین در نوع خود جالب بود و یکی از بازیهای خوب فیلم هم بازی هدیه تهرانی است. در مجموع بازیها نسبتا خوب است و علیرغم انتقادهایی که به بازی خاطره اسدی شده به نظرم او هم خوب از پس نقشش برآمده و شاید اختلافنظرهای بعد از ساخت فیلم باعث شده که موردانتقاد قرار بگیرد. مشکل این فیلم بازیگرانش نیستند.

داستان هفت دقیقه تا پاییز شباهتهای انکارناپذیری به شاهکار درباره الی ساخته اصغر فرهادی دارد اما با این تفاوت که در هفت دقیقه تا پاییز دو داستان مجزا که به هم کمکی نمیکنند (کار خارج از تهران میترا و حادثهای که روی میدهد و اختلافات مریم و فرهاد) پیگیری میشوند که اتفاقا پیگیری دومی بعد از رویدادن حادثه بیمورد و برای تماشاگر عذابآور است.
ظاهر سرخوشانهی ابتدای فیلم تا قبل از رویدادن حادثه شباهت به شروع
درباره الی دارد. این فیلم هم مثل درباره الی سعی دارد در فضای نسبتا شاد
ابتدایی، تلنگرهای حادثهای در کمین را بزند اما مقایسه کنید تلنگرهای
درباره الی را با این فیلم: در فیلم اول، سکهانداختن در صندوق صدقات و
صحنه بینظیر پانتومیم تلنگر میزد و در هفت دقیقه تا پاییز، جمعنکردن
پونزها از روی زمین؛ که تلنگرهای اولی بسیار عمیقتر و بهتر درآمده بود.

صحنه حادثه غافلگیرکننده از آب درآمده و در مجموع با توجه به امکانات موجود، باورپذیر است. اما اگر بنا بر روایت تاثیر حادثه و این که نیما کدام کودک رو باید زودتر بیرون میآورد بود، باید روی انتخاب او تاکید بیشتری میشد. از اینجا به بعد معلوم نیست فیلمنامه دنبال چه داستان و روایتی است.
هرچند صحنههای درخشانی نیز در فیلم دیده میشود. صحنه دویدن نیما برای آوردن کمک خیلی خوب از درآمده است. یک صحنه دیگر جایی بود که میترا و نیما با هم درباره این که چه کسی مقصر حادثه است بحث میکنند که مرا امیدوار کرد که فیلم در راه جذابی بیافتد. تصور کنید که این ۴ شخصیت در کنار هم در فضایی قرار میگرفتند که هریک دیگری را به خاطر اعمالش مقصر قلمداد کند و وی خود را مقصر نداند؛ مشابه چیزی که در درباره الی روی داد. بعد از نمایش صبح روز بعد از حادثه میتوانست داستان به این سمت و سو برود که اتفاقا همین حرکت داستان به صبح روز بعد هم در این فیلم به نوعی به درباره الی شباهت دارد. در واقع اگر بنا بر الهامگرفتن از درباره الی باشد باید در عمق اثر از آن الهام گرفته میشد نه فقط در ظاهر روایت داستان. دیگر صحنهای مانند صحنه بحث میترا و نیما در فیلم تکرار نمیشود و فیلم همچنان بین دو داستان جدا از هم سرگردان است.

یک شباهت دیگر بین هفت دقیقه تا پاییز و درباره الی شوک دیگری است که بعد از حادثه وارد میشود و آن این است که نیما در واقع پدر واقعی آن کودک نیست و عنوان میشود که پدر واقعی دارد میآید. این هم مشابه شوک درباره الی بود که عنوان میشود الی نامزد داشته است. حال آن که ورود شخصیت نامزد الی (با بازی محشر صابر ابر) چقدر داستان را جذاب میکند در حالی که این شوک در هفت دقیقه تا پاییز هیچ تاثیری نداشته و حتی پدر اصلی کودک و در واقع همسر سایق میترا دیده نمیشود!
فیلمنامه ابهامات زیادی دارد و تماشاگر را با سوالات مختلفی روبرو میکند؛ مثلا چرا فرهاد تصمیم گرفت خودکشی کند؟ شخصیتهای همسایه خانه نیما و همسر همکار نیما که از بلندی در حین کار سقوط کرده بود چه تاثیری در داستان داشتند؟ شاید تاثیر همسر همکار نیما در تلفنی بود که در زمان خودکشی فرهاد میزند اما حضور دوباره او در صبح روز بعد از حادثه چه دلیلی داشت؟ دلیل رفتار عجیب میترا پس از حادثه چه بود؟ در پی کدام شخصیتپردازی فیلم باید رفتار او باورپذیر جلوه میکرد؟ چرا در آن شرایط فرهاد به دنبال حل مشکل خودش بود و بخش زیادی از زمان فیلم به مشاجرات فرهاد و مریم اختصاص داشت؟ و بالاخره این که حادثه چه تاثیری روی اطرافیان گذاشت؟
البته دلیل بازتابهای مثبتی که فیلم در زمان جشنواره داشت هم احتمالا به این برمیگردد که به غیر از به رنگ ارغوان که فیلم جدیدی نبود در میان فیلمهای جدید، هفت دقیقه تا پاییز با همین شکل و فرمش از بقیه بهتر بود. در این وضعیت فیلمی مثل هفت دقیقه تا پاییز هم به لطف چند صحنهی درخشانش میتواند در قیاس با دیگر فیلمها بالاتر قرار بگیرد.

صحنه حادثه غافلگیرکننده از آب درآمده و در مجموع با توجه به امکانات موجود، باورپذیر است. اما اگر بنا بر روایت تاثیر حادثه و این که نیما کدام کودک رو باید زودتر بیرون میآورد بود، باید روی انتخاب او تاکید بیشتری میشد. از اینجا به بعد معلوم نیست فیلمنامه دنبال چه داستان و روایتی است.
هرچند صحنههای درخشانی نیز در فیلم دیده میشود. صحنه دویدن نیما برای آوردن کمک خیلی خوب از درآمده است. یک صحنه دیگر جایی بود که میترا و نیما با هم درباره این که چه کسی مقصر حادثه است بحث میکنند که مرا امیدوار کرد که فیلم در راه جذابی بیافتد. تصور کنید که این ۴ شخصیت در کنار هم در فضایی قرار میگرفتند که هریک دیگری را به خاطر اعمالش مقصر قلمداد کند و وی خود را مقصر نداند؛ مشابه چیزی که در درباره الی روی داد. بعد از نمایش صبح روز بعد از حادثه میتوانست داستان به این سمت و سو برود که اتفاقا همین حرکت داستان به صبح روز بعد هم در این فیلم به نوعی به درباره الی شباهت دارد. در واقع اگر بنا بر الهامگرفتن از درباره الی باشد باید در عمق اثر از آن الهام گرفته میشد نه فقط در ظاهر روایت داستان. دیگر صحنهای مانند صحنه بحث میترا و نیما در فیلم تکرار نمیشود و فیلم همچنان بین دو داستان جدا از هم سرگردان است.

یک شباهت دیگر بین هفت دقیقه تا پاییز و درباره الی شوک دیگری است که بعد از حادثه وارد میشود و آن این است که نیما در واقع پدر واقعی آن کودک نیست و عنوان میشود که پدر واقعی دارد میآید. این هم مشابه شوک درباره الی بود که عنوان میشود الی نامزد داشته است. حال آن که ورود شخصیت نامزد الی (با بازی محشر صابر ابر) چقدر داستان را جذاب میکند در حالی که این شوک در هفت دقیقه تا پاییز هیچ تاثیری نداشته و حتی پدر اصلی کودک و در واقع همسر سایق میترا دیده نمیشود!
فیلمنامه ابهامات زیادی دارد و تماشاگر را با سوالات مختلفی روبرو میکند؛ مثلا چرا فرهاد تصمیم گرفت خودکشی کند؟ شخصیتهای همسایه خانه نیما و همسر همکار نیما که از بلندی در حین کار سقوط کرده بود چه تاثیری در داستان داشتند؟ شاید تاثیر همسر همکار نیما در تلفنی بود که در زمان خودکشی فرهاد میزند اما حضور دوباره او در صبح روز بعد از حادثه چه دلیلی داشت؟ دلیل رفتار عجیب میترا پس از حادثه چه بود؟ در پی کدام شخصیتپردازی فیلم باید رفتار او باورپذیر جلوه میکرد؟ چرا در آن شرایط فرهاد به دنبال حل مشکل خودش بود و بخش زیادی از زمان فیلم به مشاجرات فرهاد و مریم اختصاص داشت؟ و بالاخره این که حادثه چه تاثیری روی اطرافیان گذاشت؟
البته دلیل بازتابهای مثبتی که فیلم در زمان جشنواره داشت هم احتمالا به این برمیگردد که به غیر از به رنگ ارغوان که فیلم جدیدی نبود در میان فیلمهای جدید، هفت دقیقه تا پاییز با همین شکل و فرمش از بقیه بهتر بود. در این وضعیت فیلمی مثل هفت دقیقه تا پاییز هم به لطف چند صحنهی درخشانش میتواند در قیاس با دیگر فیلمها بالاتر قرار بگیرد.
2 نظر
ارسال نظر
لطفا به فارسی و در مورد مطلب بنویسید.
وبگردی
از وبلاگ روهان
از وبلاگ روزنوشت میلاد
از وبلاگ پاسارگاد گرافیک
۱۵ کاغذدیواری باکیفیت و زیبا
نقدی بر این فیلم
بابک در July 17, 2010 روی

























بابک جان به نظر من خیلی هندوانه زیر بغل هفت دقیقه تا پاییز گذاشتی. تنها حسن این فیلم بازیگرها و بازی ارائه شده از طرف اون هاست و من هرچه فکر می کنم هیچ نکته ارزشمند و دیگری ندارد.(یکی از دلایل مهمش هم که خودت چندین بار روش تاکید کردی کپی 95 درصدی از درباره الی هست)
این فیلم مثل کلاژی نا همگون از اشیاء ناهمگونیه که نویسنده به زور سعی در همگون کردنش داشته که آنچنان هم موفق نبوده. اما تکه های تشکیل دهنده این کلاژ، در بعضی موارد، مجرد از ساختار کل فیلم و در واقع ماهیت کلی ارائه شده (متشکل از تصویر تا صدا و شراحی صحنه و...) ، در مواردی قابل تامل هستند.
چیزهایی که به نظر خود من جالب بود:
- موزیک صحنه دویدن محسن طنابنده خیلی خوب و من تابحال موزیکی از این جنس تو سینما و ساخته شده برای فیلم نشنیده بودم. (امیدوارم این هم از یک یَن تیِرسن دیگه نباشه!:دی)
- صدا برداری نسبتا خوب و تاثیر گذار که مخصوصا تو نیمه اول قبل از حادثه نقش همون هشدار رو بازی میکنه.
- و یک بازی کلامی فوق العاده که درمورد رابطه مبهم خاطره اسدی (اسم کاراکتر رو به یاد ندارم) در طول فیلم بین شخصیت های مختلف جریان داره و نمود واقعی رشد خلاقیت در سایه ی سانسوره!
تمام اینها و چند مورد دیگر که الان بیاد ندارم نکاتی هستند که کمی دلگرم کننده به نظر می آیند. ولی هیچ کدام پایه ای برای قدرت گرفتن یک فیلم نیستند! مشکل این است که خشت اول که همان تقلید از ساختار ضد داستان درباره الی باشد، کج گذاشته شده. و بجای اسفاده از فرمول ضد داستان، از فرمول درباره الی به شکلی کاملا سطحی استفاده شده.
عذر میخوام که زیاده گویی کردم. مدت هاست که وبلاگ نویسی رو کنار گذاشتم و هرجا که دوستی درباره موضوعات مورد علاقه من مینویسه، سعی میکنم حداکثر حضورم رو برای جبران اون حس کمبود نوشتن (اقلا برای خودم) نشون بدم!:دی
ممنون از نظرت محمد عزیز
تقریبا همین اشکالاتی که به فیلم گرفتی برای منم جای سوال و نقد بود. به نظرم هفت دقیقه تا پاییز بیشترین ضربه رو از فیلمنامه خورده، که بعدا هم گفتن نوشتن فیلمنامه یه کار گروهی بوده و همه روش نظر دادن ولی همین باعث شده داستان انسجامی نداشته باشه. این فیلم ایده خیلی خوبی رو داشته ولی ازش نتونسته خوب استفاده کنه.
بازم تشکر از نظر کامل و دقیقی که دادی :)