قسمت سوم فیلم Twilight (که «تاریک و روشن» و «گرگ و میش» ترجمه شده است) این روزها بر پرده سینماهاست و به مانند دو قسمت قبلی فروش بالایی را تجربه میکند. مجموع سه فیلم با فقط بودجهای در حد ۱۵۵ میلیون دلار حدود یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار فروش جهانی داشتهاند که نشان میدهد این مجموعه چقدر موفقیتآمیز بوده است.
داستان اصلی این مجموعه فیلمها براساس ۴ رمان استفانی میر نویسنده امریکایی نوشته شده است. تاکنون این سه فیلم، سه رمان را روایت کردهاند و قرار است رمان چهارم در قالب دو فیلم در دو سال آینده ساخته و اکران شود.

ایده کلی این مجموعه فیلمهای فانتزی عاطفی، رابطه دختری به نام بلا با بازی کریستن استوارت با پسری خونآشام به نام ادوارد کالن با بازی رابرت پتینسون است و ماجراهایی که با ورود بلا به دنیای خونآشامها به وجود میآید. شاید ایده اصلی مشابه آثاری مثل سریال The Vampire Diaries به نظر آید اما جنبه عاطفی داستان در گرگ و میش پررنگ است. قرار نیست با یک فیلم سراسر فانتزی و پر از اتفاقات عجیب و غریب روبرو باشیم، چرا که بودجه این مجموعه فیلمها نیز نشان میدهد که هدف آن چیزی مثل هری پاترها و بلاکباسترهای اینچنینی نیست. گرگ و میش بیشتر دنبال رابطه عاطفی میان بلا و ادوارد است که علیرغم خطرهایی که برای هر دوی آنها دارد، علاقه دارند آن را حفظ کنند.
قسمت جدید این مجموعه با نام Eclipse که میتوان هم آن را کسوف و هم خسوف معنی کرد، در تابستان امسال موفقیت دو قسمت قبلی را تکرار کرده و حتی در نقدها نیز اندکی بهتر از دو فیلم قبلی ظاهر شده است و با این روند فروش به نظر میرسد که پرفروشترین فیلم این مجموعه لقب بگیرد. در حالی که فروش جهانی قسمت اول حدود ۴۰۰ میلیون دلار و قسمت دوم حدود ۷۱۰ میلیون دلار بود، فروش جهانی قسمت سوم به ۵۰۰ میلیون دلار نزدیک میشود که ممکن است در ادامه به فروش قسمت دوم هم برسد.
علیرغم نقدهای متوسطی که هر سه فیلم داشتهاند، گرگ و میش و ستارگانش محبوبیت فراوانی بین نوجوانان و جوانان امریکا دارند. کریستن استوارت و رابرت پتینسون به عنوان دو بازیگر اصلی این مجموعه، طرفداران زیادی دارند و در برنامههای مختلف تلویزیونی بارها و بارها از آن دعوت شده است. مثلا حضور رابرت پتینسون در برنامه پربیننده و جذاب Ellen Show یا مصاحبه کریستن استوارت در برنامه جیمی فالون به اخبار مهمی در میان سایتهای طرفداران مجموعه گرگ و میش تبدیل شد.

به عنوان نکته آخر، موضوع جالبی که در قسمت سوم دیده میشود، حضور نوکیا در این فیلم است! در این فیلم بلا گوشی نوکیا X6 دارد و در یکی از سکانسها از آن استفاده میکند. در اینجا هم تاثیر تبلیغات، انکارناپذیر است که تبلیغاتی اینچنین، باعث شده گوشی نوکیا X6 یکی از گوشیهای محبوب جوانان باشد.
توضیح: عنوان مطلب برگرفته از Tagline قسمت سوم گرگ و میش است.

ایده کلی این مجموعه فیلمهای فانتزی عاطفی، رابطه دختری به نام بلا با بازی کریستن استوارت با پسری خونآشام به نام ادوارد کالن با بازی رابرت پتینسون است و ماجراهایی که با ورود بلا به دنیای خونآشامها به وجود میآید. شاید ایده اصلی مشابه آثاری مثل سریال The Vampire Diaries به نظر آید اما جنبه عاطفی داستان در گرگ و میش پررنگ است. قرار نیست با یک فیلم سراسر فانتزی و پر از اتفاقات عجیب و غریب روبرو باشیم، چرا که بودجه این مجموعه فیلمها نیز نشان میدهد که هدف آن چیزی مثل هری پاترها و بلاکباسترهای اینچنینی نیست. گرگ و میش بیشتر دنبال رابطه عاطفی میان بلا و ادوارد است که علیرغم خطرهایی که برای هر دوی آنها دارد، علاقه دارند آن را حفظ کنند.
قسمت جدید این مجموعه با نام Eclipse که میتوان هم آن را کسوف و هم خسوف معنی کرد، در تابستان امسال موفقیت دو قسمت قبلی را تکرار کرده و حتی در نقدها نیز اندکی بهتر از دو فیلم قبلی ظاهر شده است و با این روند فروش به نظر میرسد که پرفروشترین فیلم این مجموعه لقب بگیرد. در حالی که فروش جهانی قسمت اول حدود ۴۰۰ میلیون دلار و قسمت دوم حدود ۷۱۰ میلیون دلار بود، فروش جهانی قسمت سوم به ۵۰۰ میلیون دلار نزدیک میشود که ممکن است در ادامه به فروش قسمت دوم هم برسد.
علیرغم نقدهای متوسطی که هر سه فیلم داشتهاند، گرگ و میش و ستارگانش محبوبیت فراوانی بین نوجوانان و جوانان امریکا دارند. کریستن استوارت و رابرت پتینسون به عنوان دو بازیگر اصلی این مجموعه، طرفداران زیادی دارند و در برنامههای مختلف تلویزیونی بارها و بارها از آن دعوت شده است. مثلا حضور رابرت پتینسون در برنامه پربیننده و جذاب Ellen Show یا مصاحبه کریستن استوارت در برنامه جیمی فالون به اخبار مهمی در میان سایتهای طرفداران مجموعه گرگ و میش تبدیل شد.

به عنوان نکته آخر، موضوع جالبی که در قسمت سوم دیده میشود، حضور نوکیا در این فیلم است! در این فیلم بلا گوشی نوکیا X6 دارد و در یکی از سکانسها از آن استفاده میکند. در اینجا هم تاثیر تبلیغات، انکارناپذیر است که تبلیغاتی اینچنین، باعث شده گوشی نوکیا X6 یکی از گوشیهای محبوب جوانان باشد.
توضیح: عنوان مطلب برگرفته از Tagline قسمت سوم گرگ و میش است.
2 نظر
ارسال نظر
لطفا به فارسی و در مورد مطلب بنویسید.
وبگردی
از وبلاگ روهان
از وبلاگ روزنوشت میلاد
از وبلاگ پاسارگاد گرافیک
۱۵ کاغذدیواری باکیفیت و زیبا
نقدی بر این فیلم
بابک در July 20, 2010 روی

























با سلام و خسته نباشید,و البته احترام به نظر شخصی دوستان و شما,باید بگم من هر 3 قسمت این فیلمو دیدم ولی متاسفانه به نظر من این فیلم اینقدر لیاقت فروش و تعریفو نداره...در واقع فیلمی که با اصول اولیه و شناخته شده ژانر خون اشام و گرگ نماها اینقدر فاصله داره و در واقع این اصولو زیر پا میذاره نمیتونه قابل قبول باشه,واقعیت دنیای خون آشاما و گرگینه ها توی فیلم (UnderWord)دنیای مردگان نشون داده شده.این دنیا ترسناک,تاریک,نفرت انگیزه و ... دنیاییکه ذره ای پرتو خورشید مساوی با نابودیه,جز خون خوراک دیگه ای معنی نداره ... ولی میبینیم خون آشامای این فیلم زیر نور خورشید میدرخشن,مهربونن,مثل آدمای عادی تو روزای روشن میگردن کیف میکنن...کلا فیلم تاسف آوریه ... وقتی بخواییم در یه قصه شناخته شده فیلم بسازیم باید به اصول و قواعد شناخته شده و پذیرفته شده تو اون ژانر احترام بذاریم ... اون گرگینه ها و خون آشامای این فیلم اینقدر دوست داشتنین که گور بابای آدم بودن,بریم خون آشام بشیم ... لبته بازم میگم این نظر شخصیه منه ... متاسفانه این درد ظاهر بینی تو سینمای دنیا باعث شده فیلمهای باارزش گاهی شکست بخورن و موویهای سطحی ... بگذریم,آدما مختارن انتخاب کنن ... شاید امثال من دنیارو برعکس میبینن ... موفق باشین
ممنون از نظرتون، مجموعه فیلمای گرگ و میش از روی کتاب ساخته شده و اگه در منطق و شخصیتپردازیها مشکلی هست به کتاب برمیگرده. اینم در نظر بگیرید که مخاطبان اصلی این فیلم نوجوانها و جوانها هستند که این فیلم یه رابطه عاطفی شجاعانه ولی خطرناک رو براشون به تصویر میکشه. اما از نظر وفادارموندن به قصه شناختهشده خونآشامها نظر شما درسته.
بازم تشکر از این که نظر دادید :)